محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
438
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
آفريديم و به آنا باز مىگردانيم و بارى ديگر از آن برون خواهيم آورد . » « 1 » . . . از زمين آفريده شدهايم و به آن باز مىگرديم و سپس براى حسابرسى از آن خارج مىشويم . بنابراين ما مهمانهايى موقت بر اين كره خاكى هستيم و سپس مدتى طولانى درون آن خواهيم خفت و پس از اين خواب گران برخواهيم خاست تا به سوى خدا بازگشته و جزاى كردار خويش را از او دريافت كنيم . خداوند به ما اجازه داده كه به اندازه توان خيرات دنيا را براى آخرت توشه گيريم : « از پاكىهاى حلال اين جهان مصرف كنيد و تقواى خدا پيشه كنيد كه خداوند بخشايشگر و مهربان است . » « 2 » ( فهم بين شريد النادّ ) او به واسطه دين خويش از سياست و سياستمداران و فساد و اهل فساد دورى مىجويد تا راه بدكاران را بر خويش ببندد . ( و خائف مقموع ) از گناه خويش و عذاب پرودگارش هراسان است و بر سختىهاى راه بهشت ، صبور و بردبار ( و ساكت مكموع ) خود را از باطل و دروغ و غيبت و بدگويى لگام زده است . ( و داع مخلص ) از روى دين و وجدان به سوى خدا و حق فرا مىخواند . ( و ثكلان موجع ) از مشاهده فساد و گمراهى اندوهگين است . ( قد أخملته التقية ) ستمگران در تعقيب آنان هستند و آنان خود را پنهان ساخته تا آن جا كه جايگاه واقعىشان نزد بيشتر مردم آشكار نيست . ( و شملتهم الذّلة ) هركس نزد خداوند عزيز باشد ، نزد دشمنان خدا ذليل است . ( فهم في بحر اجاج ) در محيطى فاسد و فضايى آلوده به سر مىبرند . ( أفواههم ضامزة ) از حرام لب فرو بستهاند . ( و قلوبهم قرحة ) از ترس
--> ( 1 ) . مِنْها خَلَقْناكُمْ وَ فِيها نُعِيدُكُمْ وَ مِنْها نُخْرِجُكُمْ تارَةً أُخْرى طه / 20 : 55 . ( 2 ) . فَكُلُوا مِمَّا غَنِمْتُمْ حَلالًا طَيِّباً وَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ انفال / 8 : 69 .